ميرزا حسين النوري الطبرسي
293
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
انبساط ، واجب ديد ؛ رجاى واثق و وثوق صادق را كه ليالى مهاجرت محبّان خاندان مصطفوى و ايّام مصابرت مخلصان دودمان مرتضوى ، به نهايت رسد و اميد كه آفتاب طلعت با بهجت صاحب الزمان ، على اسرع الحال از مطلع نصرت و اقبال طلوع نمايد تا رأيت هدايت اينان ، مظهر انوار فضل و احسان از مشرق مراد بر آمده و غمام حجاب از چهرهء عالم تاب بگشايد . به يمن اهتمام آن سرور عالى مقام ، اركان مبانى ملّت بيضا مانند ايوان سپهر خضرا ، سمت ارتفاع و استحكام گيرد و به حسن اجتهاد آن سيّد ذو الاحترام ، قواعد بنيان ظلم و ظلام نشان ، در بسيط غبرا صفت ، انخفاض و انعدام پذيرد و اهل اسلام در ظلال اعلام ظفر اعلامش از تاب آفتاب حوادث ، امان و خوارج شقاوت فرجام ، از اصابت حسام خونآشامش ، جزاى اعمال خويش يافته ، به قعر جهنم شتابند . « و للّه درّ من قال » : بيا اى امام هدايت شعار * كه بگذشت از حدّ غم انتظار ز روى همايون بيفكن نقاب * عيان ساز رخسار چون آفتاب برون آى از منزل اختفا * نمايان كن آثار مهر و وفا اين كلمات صريح است در اين كه چون اماميّه معتقد وجود آن حضرت و غيبت و اختفاى آن جناب و منتظر و مترقّب ظهور آن حضرت است و در حواشى كتاب استقصا ، نقل عبارات علماى اهل سنّت را كه از كتاب مذكور به نحو اعتماد نقل نمودهاند ، كرده كه ذكر آن موجب تطويل است و از رسالهء اصول عبد العزيز دهلوى ، صاحب تحفهء اثناعشريّه معلوم مىشود كه جمال الدين مذكور از مشايخ اجازه او است و او سيّد جمال الدين عطاء اللّه بن سيّد غياث الدين فضل اللّه بن سيّد عبد الرحمن است . چهاردهم : عبد الرحمن صوفى كه در مرآة الاسرار مىگويد : « ذكر آن آفتاب دين و دولت ، آن هادى جميع امم و ملّت ، آن قائم مقام پاك احمد ، امام بر حق ، ابو القاسم محمّد بن حسن مهدى - رضى اللّه عنه - وى امام دوازدهم است از ائمّهء اهل بيت .